اشعار عرفانی شعرای بزرگ
منتخبی از زیباترین اشعار عرفانی مولوی، حافظ،سعدی ،عطار ،عراقی و سایر بزرگان شعر و ادب

غزل شمارهٔ۳۰۰۰

ساقی بیار باده سغراق ده منی

اندیشه را رها کن کاری است کردنی

ای نقد جان مگوی که ایام بیننا

گردن مخار خواجه که وامی است گردنی

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب...
ارسال توسط علیرضا ملکی

غزل شمارهٔ۲۹۶۱

 

در رنگ یار بنگر تا رنگ زندگانی

بر روی تو نشیند ای ننگ زندگانی

هر ذره‌ای دوان است تا زندگی بیابد

تو ذره‌ای نداری آهنگ زندگانی

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب...
ارسال توسط علیرضا ملکی

غزل شمارهٔ۲۹۳۲

چه باشد ای برادر یک شب اگر نخسپی

چون شمع زنده باشی همچون شرر نخسپی

درهای آسمان را شب سخت می‌گشاید

نیک اختریت باشد گر چون قمر نخسپی

بقیه در دامه مطلب



ادامه مطلب...
ارسال توسط علیرضا ملکی

غزل شمارهٔ۲۸۵۱

شب و روز آن نکوتر که به پیش یار باشی

به میان سرو و سوسن گل خوش عذار باشی

به طرب هزار چندان که بوند عیش مندان

به میان باغ خندان مثل انار باشی

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب...
ارسال توسط علیرضا ملکی

غزل شمارهٔ۲۸۳۱

چو نماز شام هر کس بنهد چراغ و خوانی

منم و خیال یاری غم و نوحه و فغانی

چو وضو ز اشک سازم بود آتشین نمازم

در مسجدم بسوزد چو بدو رسد اذانی

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب...
ارسال توسط علیرضا ملکی

غزل شمارهٔ۲۷۷۵

مرغ دل پران مبا جز در هوای بیخودی

شمع جان تابان مبا جز در سرای بیخودی

آفتاب لطف حق بر عاشقان تابنده باد

تا بیفتد بر همه سایه همای بیخودی

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب...
ارسال توسط علیرضا ملکی
 
تاريخ : یکشنبه 13 مهر1393

غزل شمارهٔ۲۷۴۳

رو رو که از این جهان گذشتی

وز محنت و امتحان گذشتی

ای نقش شدی به سوی نقاش

وی جان سوی جان جان گذشتی

بقیه در ا دامه مطلب



ادامه مطلب...
ارسال توسط علیرضا ملکی
 
تاريخ : یکشنبه 13 مهر1393

غزل شمارهٔ

تو جانا بی‌وصالش در چه کاری

به دست خویش بی‌وصلش چه داری

همه لافت که زاری‌ها کنم من

به نزد او نیرزد خاک زاری

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب...
ارسال توسط علیرضا ملکی

غزل شمارهٔ۲۶۵۶

نه آتش‌های ما را ترجمانی

نه اسرار دل ما را زبانی

برهنه شد ز صد پرده دل و عشق

نشسته دو به دو جانی و جانی

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب...
ارسال توسط علیرضا ملکی

غزل شمارهٔ۲۶۲۷

عاشق شو و عاشق شو بگذار زحیری

سلطان بچه‌ای آخر تا چند اسیری

سلطان بچه را میر و وزیری همه عار است

زنهار بجز عشق دگر چیز نگیری

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب...
ارسال توسط علیرضا ملکی

اسلایدر