X
تبلیغات
اشعار عرفانی شعرای بزرگ - مطلبی از مثنوی در مورد دو طرفه بودن عشق و محبت (هیچ عاشق خود نباشد وصل جو که نه معشوقش بود جو
اشعار عرفانی شعرای بزرگ
منتخبی از زیباترین اشعار عرفانی مولوی، حافظ،سعدی ،عطار ،عراقی و سایر بزرگان شعر و ادب

در دفتر در مورد اینکه جذبه وکشش دو طرفه است وکسی که در دل خود محبت الهی وشوق به سوی حق تعالی را احساس می کند خداوند نیز نظر محبت به وی دارد .مهر و محبّت هزاران رشتۀ نامرئی ایجاد میکند و همان موقع نخستین آفرینش انسان که خداوند فطرت انسانها را بر توحید سرشت، این رشته های محبّت بین انسان با آفریدگار خود ایجاد شد.آری هیچ عاشقی بدنبال معشق خود سالها و سالها عمر خود را سپری نمیکند مگر اینکه معشوق نیز محبت و کششی به سوی عاشق داشته باشد.اینکه چقدر انسان نزد خداوند اجر و قرب داشته باشد،بستگی به این دارد که ارزش خداوند در پیش انسان چقدر است.

 

چون در این دل برقِ مهر دوست جست            اندر آن دل دوستی می دان که هست

هیچ عاشق خود نباشد وصل جو                      که نه معشوقش بود جویای او

در دل تو مهر حق چون گشته نو                    هست حق را بی گمان مهری به تو

 

ودر دفتراول(ص7) در مورد اینکه باید انسان با دل وفطرت خویش خدارا دریابد وبیان خاصیت عشق که همانند اُصطرلاب است و همانگونه که اُصطرلاب جهت رصد ستارگان به کار میرود، عشق نیز خاصیت رصد اسرار آفرینش خداوندی  را دارد.

طفیل هستی عشقند آدمی و پری                ارادتی بنما تا سعادتی ببری

بکوش خواجه و از عشق بی نصیب مباش   که بنده را نخرد کس به عیب بی هنری(حافظ)

و یا در غزلی دیگر دارد:

با مدعی مگوئید اسرار عشق و مستی              تا بیخبر بمیرد در درد خودپرستی(حافظ)

 

 

عاشقی پیداست از زاری دل                   نیست بیماری چو بیماری دل

علت عاشق زعلتها جداست                   عشق اصطرلاب اسرار خداست

عاشقی­گرزین­سروگرزان­سرست                عاقبت مارا بدان سر رهبر است

هر چه گویم عشق را شرح و بیان           چون به عشق آیم خجل باشم از آن

گرچه تفسیر زبان روشنگرست               لیک عشق بی زبان روشنترست

عقل، در شرحش، چو خر در گِل بخفت    شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت

آفتاب آمد دلیل آفتاب                          گر دلیلت باید از وی رو متاب

 



ارسال توسط علیرضا ملکی

اسلایدر